السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
359
تفسير الميزان ( فارسي )
تورات مىگويد « 1 » : يوسف را به مصر بردند در آنجا فوطيفار خواجه فرعون كه سرپرست شرطه و مردى مصرى بود او را از دست اسماعيليان خريد و چون خدا با يوسف بود از هر ورطه نجات مىيافت ، و او در منزل آقاى مصريش به زندگى پرداخت . و چون رب با او بود ، هر كارى كه او مىكرد خداوند در مشيتش راست مىآورد و كارش را با ثمر مىكرد ، به همين جهت وجودش در چشم سيدش و همچنين خدمتگزاران او نعمتى آمد ، در نتيجه او را سرپرست خانه خود كرد و هر چه داشت به او واگذار نمود ، و از روزى كه او را موكل به امور خانه خود ساخت ديد كه پروردگار خانه اش را پر بركت نمود ، و اين بركت پروردگار شامل همه ما يملكش - چه در خانه و چه در صحراى او - شده ، از همين جهت هر چه داشت به دست يوسف سپرد و به هيچ كارى كار نداشت ، تنها غذا مىخورد و پى كار خود مىرفت . تورات بعد از ذكر اين امور مىگويد : يوسف جوانى زيبا و نيكو منظر بود ، همسر سيدش چشم طمع به او دوخت ، و در آخر گفت : بايد با من بخوابى . يوسف امتناع ورزيد و به دو گفت : آقاى من ( آن قدر مرا امين خود دانسته كه ) با بودن من از هيچ چيز خود خبر ندارد و تمامى اموالش را به من سپرده ، و او الآن در خانه نيست و چيزى را جز تو از من دريغ نداشته ، چون تو ناموس اويى ، با اين حال من با چنين شر بزرگى چه كنم آيا خداى را گناه كنم ؟ اين ماجرا همه روزه ادامه داشت ، او اصرار مىورزيد كه وى در كنارش بخوابد و با او بياميزد ، و اين انكار مىورزيد . آن گاه مىگويد : در همين اوقات بود كه روزى يوسف وارد اتاق شد تا كار خود را انجام دهد ، و اتفاقا كسى هم در خانه نبود ، ناگهان همسر سيدش جامه او را گرفت در حالى كه مىگفت بايد با من بخوابى ، يوسف جامه را از تن بيرون آورد و در دست او رها كرد و خود گريخت . همسر آقايش وقتى ديد او گريخت : اهل خانه را صدا زد كه مىبينيد شوهر مرا كه اين مرد عبرانى را به خانه راه داده كه با من ملاعبه و بازى كند ، آمده تا در كنار من بخوابد ، و با صداى بلند مىگفت ، همين كه من صداى خود را بفرياد بلند كردم او جامه اش را در دست من گذاشت و گريخت ، آن گاه جامه يوسف را در رختخواب خود گذاشت تا شوهرش به خانه آمد و با او در ميان نهاد ، و گفت اين غلام عبرانى به خانه ما آمده كه با من ملاعبه كند ؟ همين حالا كه فريادم را بلند كردم جامه اش را در رختخواب من نهاد و پا بفرار گذاشت .
--> ( 1 ) تورات ، اصحاح 39 از سفر تكوين .